افغانعلی مهپوری در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار فارس اعزامی به روستای زندرق خلخال اظهار داشت: به تنهایی در روستا به کشت و زرع و همچنین زنبور‌داری و مرغ و طیور‌داری مشغول هستم و درآمد من نیز از همین محل است.

این روستایی که با نام مستعار امیدعلی شناخته شده، چند ماهی را نیز در تهران سپری کرده است ؛ گفت: حدود 30 سال پیش به تهران رفتم و با مشاهده اوضاع و احوال این شهر، فرار را بر قرار ترجیح دادم.

وی ابراز داشت: بعد از بازگشت به روستا و مشاهده وضعی که همه اهالی روستا به اردبیل، هشتجین و تهران مهاجرت کرده بودند باز هم حضور در روستا را ترجیح دادم و بیش از سه دهه است گویی در آغوش مادرم در روستا زندگی می‌کنم.

امیدعلی با بیان اینکه همسر اولش در همان اوایل زندگی به دلیل بیماری جان باخت، افزود: بعد از سال‌ها با زن دیگری ازدواج کردم اما در کمتر از 22 روز در روستا طاقت نیاورد و طلاق گرفت و به شهر خود بازگشت.

این روستایی که بدون آب، برق، گاز و تلفن امرار معاش کرده و گذر روزگار می‌کند از مسئولان خواست حداقل در تامین آب و برق این روستا همت کنند چرا که در تامین آب و تهیه آن از مناطق دیگر با مشکل مواجه بوده و چشمه‌های موجود روستا نیز اغلب خشک شده است.

امیدعلی با مروری بر خاطرات گذشته خود به مرگ پدر و مادرش و دفن پدرش در روستا و مادرش در هشتجین اشاره کرد و گفت: هر وقت دلم می‌گیرد با حضور در مزار مادر دل تنگی‌هایم را برطرف می‌کنم.

این پیرمرد 70 ساله که از ابتدای صبح کارش را بعد از نماز صبح با آبیاری باغات،  مزارع و زنبورداری آغاز می‌کند از کاشت چندین درخت چنار و سیب شیرین بهاری خبر می‌دهد که با زنده بودن آنها زنده به حیات و بقاست.

این پیرمرد تنها که نان و برخی از مایحتاج ضروری‌اش را از شهر هشتجین تامین می کند مدعی شد هرگز در عمرش از تنهایی و تاریکی هراسی به دل راه نداده و از هیچ احشام درنده‌ای نیز واهمه‌ای ندارد.

در تمام انتخابات سه دهه گذشته شرکت کرده‌ام

وی به حضور خود در انتخابات و صحنه رای‌گیری اشاره کرد و افزود: در تمام انتخابات و با حضور صندوق رای در روستا شرکت در این عرصه را تکلیفی می‌دانم که باید با حضور خود به انجام تکلیف همت کنم.

این زاده روستای زندرق که دو برادر و یک خواهر نیز دارد مدعی شد تنها برادر در قید حیاتش و همچنین خواهر سکنی گزیده در هشتجین هرگز به او سر نزده و گویی او را فراموش کرده‌اند.

این پیرمرد 70 ساله به علاقمندی خود به موضوع شکار نیز اشاره کرد و گفت: در فصل زمستان اغلب به شکار می‌پردازم و با شکار کبک و برخی دیگر از پرندگان از گوشت آنها استفاده می‌کنم.

وی در ادامه بیان داشت: در این روستا حضور حیواناتی همچون گرگ و پلنگ نیز مشاهده شده و خودم نیز با چشم‌هایم این حیوانات وحشی را مشاهده کردم که تاکنون هیچ آسیبی به من نزده‌اند.

امیدعلی که کشاورز سخت‌کوش و توانمندی است به تلفن همراه خود اشاره می‌کند که در صورت نیاز با برخی از هم ولایتی‌هایش همچون میرزایی، فرامرزی و پورعباس که از کودکی با هم بزرگ شده و در حال حاضر نیز در تهران سکونت دارند تماس برقرار کرده و با آنها درد و دل می‌کند.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اردبیل بزرگترین آرزویش را سربلندی ملت ایران و بازگشت هم روستایی‌هایش به شهر و دیار مادریشان عنوان کرد و گفت: من از جوانان می‌خواهم زندگی ساده و بی‌آلایش در روستاها را به سکونت در شهر ترجیح دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱ساعت ۷ ق.ظ  توسط سید حامد مدنی  |