|
میثم رشیدی در گوگل پلاس نوشت: امروز میدان پونک، رفتم سوار تاکسی خطی ولیعصر شدم . اونقدر باد میزد که ماشینو تکون میداد؛هوا هم که سرد! اولین نفری بودم سوار ماشین شدم . صدای اذان بلند شد . راننده رفت از تو صندوق ماشین یه سری وسیله برداشتو رفت تو پناه ماشین همکارش که کمتر باد بخوره . یه تیکه فرش پهن کرد ، با یه بطری آب وضو گرفت ، یه مهر از جیبش در آورد گذاشت روی فرش شروع کرد نماز خوندن . سلام نماز عصر رو که داد مسافر آخر هم سوار شد . سریع جمع کرد و سوار شد به قول خودش آتیش کرد و رفتیم. ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۹ ب.ظ  توسط سید حامد مدنی
|
|