|
دهم
ديماه امسال مصادف است با هفتادمين سالروز درگذشت مرحوم ناصر دفتر روائي ،
بنیانگذار فرهنگ خلخال و موسس دبستان ناصري خلخال ... (عكس)
نویسنده : محمد پورعزیزی
در هفتادمين سالروز درگذشت ناصر دفتر
روائي بنیانگذار فرهنگ خلخال و موسس دبستان ناصري خلخال بر آن شديم تا ضمن
بزرگداشت مقام فرهنگي آن شخصيت تاريخ ساز، تاريخچه اي از تاسيس مدرسه ناصري
و مشكلاتي كه ايشان در حين تاسيس ناصري با آن برخورد داشتند را در اين
نوشتار ارائه دهيم، اين نوشتار كه شامل خلاصه اي از زندگينامه ي ايشان نيز
هست، عينا از كتاب اسناد و خاطرات ناصر دفتر روائي به حضورتان ارائه مي
گردد:
ميرزا ابراهيم ناصر روايي ملقب به "ناصر
دفتر" در سال 1253 هجري شمسي در هرو آباد ، مركز شهرستان خلخال متولد شد.
پدرش مرحوم ميرزا محمد حسن مشهور به "سراج دفتر" در دوره صدارت اميرنظام
رياست ديوان استيفاي خلخال را برعهده داشته و شخصيتي فاضل بوده و خط را
نيكو مي نوشت.
فرزندش ابراهيم با توجه پدر تربيت شد و از
معلمين او يكي مرحوم سيد محسن بهشتي از سادات زاويه خلخال كه از منشيان و
خطاطان نستعليق نويس بود.
ناصر دفتر در سنين 15-16 سالگي داراي خطي زيبا و انشاي منشيانه بود و در زبان عربي و علوم ادبي دستي يافته بود.

در سال 1273 كه به بيست سالگي رسيده بود
با پدرش به تبريز رفت و چون در چند ملاقاتي كه با اميرنظام داشت خط و ربط و
درك و معلومات فرزند مورد توجه اميرنظام قرار گرفت، امير نظام از سراج
دفتر خواست كه ابراهيم را در تبريز بگذارد. موقعي كه اميرنظام به تهران آمد
ابراهيم را نيز به همراه خود به تهران آورد و قسمتي از امور منشيگري خود
را به او سپرد، ميرزا ابراهيم مدت هفت سال در تهران بود و با اصول مربوط
اداره ي امور ديواني و رجال مملكتي آشنايي يافت.
ميرزا ابراهيم پيش از آغاز نهضت مشروطيت
به خلخال بازگشت و در رفع مشكلات مختلفي كه اغلب دامنگير منطقه بود، با نظر
و راي خود، هميشه به مردم ياري مي كرد و به همين ملاحظات بود كه چند نوبت
نيابت حكومت خلخال از طرف دولت بر عهده ي او گذاشته شد.
در سال 1326 قمري (1287 شمسي) كه هنوز در
اغلب شهرهاي كناره ي ايران نامي از مدرسه و معارف جديد نبود ناصردفتر به
تاسيس اولين مدرسه در خلخال همت گمارد و براي برپا داشتن و راه اندازي
مدرسه با نفوذي كه در ميان طبقات مختلف داشت به تبليغ پرداخت و اعانه فراهم
كرد و مدرسه اي را كه به "ناصري" شهرت گرفت به وجود آورد. اما چون ناآرامي
و غارتهاي عشايري هرچند يكبار در خلخال بروز مي كرد مدرسه نيز متناوبا به
تعطيلي و بي پولي و وقفه مي كشيد. در يادداشتي كه راجع به تاريخچه مدرسه
نوشته يادآور شده است كه :
در عين حال كه من سرگرم ترتيبات كار مدرسه
بودم مخالفين انواع اعتراضات و بدگوئيها داشتند و به تير تهمت هاي
گوناگونم هدف ساختند و اين رويه مدتها ادامه داشت ولي من بدون اينكه
اعتنايي كنم به كار خودم مشغول بودم.
باز مي نويسد:
با اينكه در خلخال افكار عمومي از اينگونه
تاسيسات بيگانه و اقدام بدان مستلزم انواع مخاطره و فداكاري ها بود،
نگارنده از روي يك احساسات دروني خود را براي مقابله با هرگونه مرارت و
مخاطره حاضر و با استفاده از وجود حاج ميرزا محمدتقي خوجيني (كه تحصيلات
خود را در باكو انجام داده بود) بدين اراده افتادم كه مدرسه اي در قصبه ي
خلخال افتتاح و خدمات وطني خود را از اين راه تعقيب نمايم، و چون خود چنين
قدرت مالي نداشتم كه همه مصارف مقدماتي و بودجه آتيه ي اين مدرسه را از
عهده برآيم، اراده خود را با بعضي از خواص خلخال كه احساساتي در اين كارها
داشتند به ميان گذاردم و استمداد كردم كه از مساعدت مادي و معنوي دريغ
ننمايند ولي از هيچيك مساعدت مالي و مادي بعمل نيامد و بلكه بعضي ها نظر به
عدم استعداد محلي و فقدان وسايل و دوري افكار عمومي از آن و بدتر از همه
بدبيني دولتيان مستبد نسبت به اينگونه تاسيسات كه بوي ديگري از آن برمي آمد
بدين اقدام ملامتم كردند.
ولي نظر به عشق مفرطي كه بدان داشتم خود
را بدين كار مصمم و اقل فايده آن را آشنا كردن افكار عمومي بدين تاسيسات و
تخم پاشي مي دانستم كه لامحاله ثمره اش وقتي به دست آيد. اين بود اراده ي
خود را جدا تعقيب و اثاثيه مدسه را برحسب دستور حاج ميرزامحمدتقي با خرج
شخصي خودم فراهم و بهترين عمارت قصبه را (منزل حاج سليم مرحوم) با ماهي ده
تومان وجه اجاري براي مدرسه تعيين و در اول ميزان (مهرماه) 1326 مدرسه را
به نام ناصري با مديريت و معلمي مرحوم حاج ميرزا تقي و يك نفر ديگر از كسان
او (ميرزا رفيع) و نظامت آقا سيد كريم و يك نفر مستخدم و با شصت نفر شاگرد
در دو كلاس افتتاح و جشن افتتاحيه در عمارت مدرسه برپا شد.

ولي متاسفانه پس از بيست ماه در نتيجه
انقلاب مملكتي و افزايش اختلافات بين مليون و طرفداران دولت وقت و ازدياد
زمينه تاخت و تاز و مخالفت اشرار در خلخال انتظامات بكلي از هم بگسست و
اعانه ي مختصر مدرسه قطع گرديد طوري كه مدير و كاركنان مدرسه بيش از چهارده
ماه با حداقل دستمزد با فداكاري اداي وظيفه كردند و در يكي از يادداشت ها
مذكور است كه مرحوم ناصر روائي براي پرداخت حقوق آموزگاران و كارمندان
دبستان مجبور شد از درخت هاي باغ خود فروخته و حقوق آنها را بپردازد.
بالاخره روساي ايلات كه داعيه طرفداري و
ماموريت از طرف دولت را داشتند و با اهالي قصبه و مليون در كشمكش بودند بر
خلخال مستولي و عمارت مدرسه را اشغال و منزلگاه سواران خود قرار داده و
قسمتي از اثاثيه آن را پايمال كردند و ناچار در ماه عقرب 1328 قمري مطابق
با 1288 شمسي منحل و حاجي معلم مرحوم دوباره به بادكوبه بازگشت و در آنجا
مشغول تدريس شد.
مدرسه ي ناصري مدتها در حال تعطيل بود ولي
ناصر دفتر روائي پيوسته مترصد فرصت بود تا دوباره آن را برپا دارد تا
اينكه در سال 1330 قمري مطابق 1290 شمسي اميرعشاير از طرف ايالت آذربايجان
به حكومت خلخال منصوب شد. اميرعشاير برخلاف گذشته كه اهالي را آزار مي داد
با اهالي و مليون به در مسالمت درآمد و مرحوم ناصردفتر موقع را مغتنم شمرده
و مبلغي از اميرعشاير به رسم اعانه گرفت و به بادكوبه براي حاجي معلم
فرستاد كه او نواقص و اثاثيه و كتب مدرسه را خريداري كند و يك نفر معلم
زبان روسي هم براي تعليم شاگردان با خود بياورد.


محل دبستان ناصری به سال 1315 هجری شمسی
مدرسه دوباره در اوايل سال 1331 قمري
مطابق 1291 مجددا گشايش يافت اما باز مدتي طول نكشيد كه برادران اميرعشاير
بناي مخالفت را گذاشتند و نگذاشتند كه اعتبار دولتي براي اداره ي امور
مدرسه پايدار شود. پس مدرسه بيش از هشت ماه دوام نياورد و براي بار دوم
تعطيل شد.
باز مدرسه چهار سال تعطيل بود تا اينكه در
محرم 1336 قمري مطابق با 1296 شمسي ميرزا كوچك خان جنگلي به مناسبت
همسايگي نواحي طالش گيلان با خلخال با اميرعشاير و ساير خوانين متحد شد و
با عده اي مجاهد به خلخال آمد. مردم خلخال استقبال شايان توجهي از او
كردند. جنگليها در قصبه ي خلخال اداره ي عدليه و امنيه و اجرائيه (حكومت)
تشكيل دادند. درين وقت مرحوم ناصر دفتر موضوع مدرسه را با ميرزا كوچك خان
مطرح و مبلغي اعانه از اهالي و خوانين جمع آوري كرد و برحسب تقاضاي تلگرافي
كه مرحوم ناصر دفتر از اداره معارف ايالت آذربايجان كرده بود ميرزا مهدي
خان به سمت مدير مدرسه به خلخال اعزام شد. هشت ماه كه تشكيلات جنگليها در
خلخال برقرار بود مدرسه هم داير بود و مخارج آن از محل ده درصد حقوقي كه
جنگليها براي ادارات مي پرداختند تامين مي شد.
در فروردين 1337 قمري مطابق با 1298 شمسي
نظر به بروز اختلاف بين ميرزا كوچك خان با خوانين و پيش آمد قحط و غلاء و
انحلال تشكيلات جنگليها در خلخال، مردم هراسان بودند و براي يافتن قوت
لايموت به اطراف متواري و پراكنده و تمام تشكيلات و سازمانها بهم خورد و
اهالي مصيبت زده خلخال علاوه بر فشار اشرار غارتگر در محيط قحطي قرار
گرفتند. درين جريان گروهي به گيلان و مازندارن پناهنده شدند و عده ي
بيشماري نيز در جنگلهاي گيلان به خوردن برگ و ريشه درختان پرداختند و
بالاخره جمع كثيري از ناتواني و فقر و بيماري در خلخال درگذشتند. آنطور كه
گفته اند حدود نيمي از نفوس خلخال در اين قحطي پايمال و تلف شدند.
پس از گذشت هجده ماه در مهرماه 1338 مطابق
با 1298 شمسي ميرزا علي اصغرخان تبريزي به عنوان نيابت حكومت به خلخال
وارد شد و با مساعدت مرحوم ناصر روائي باز اعانه جمع آوري كرد و در نتيجه
براي بار چهارم مدرسه ي ناصري در تاريخ 1298 شمسي داير گرديد و چون حاجي
معلم به بادكوبه رفته بود مير زين العابدين هاشمي خلخالي كه مدتي در مدارس
رشت تدريس كرده بود از طرف مرحوم ناصر روائي به مديريت مدرسه تعيين و به
اتفاق دو سه نفر معلم ديگر مشغول تدريس شد. چون دولت در همين اوقات با
جديتي تازه به تشكيل مدارس جديد در شهرها شروع كرده بود پس موقع مساعدي
براي مرحوم ناصر روائي پيش آمد كه از اداره معارف ايالتي آذربايجان تقاضاي
مساعدت كند و بودجه ي مدرسه را برقرار سازد. اداره ي معارف ايالتي جواب مي
دهد كه مساعدت مالي به مدرسه ي ملي غيرممكن است. فقط امكان دارد كه اگر
مدرسه ي ناصري جزء مدارس جديدالتاسيس دولتي بشود در آينده از عوايد توماني
دويست دينار مالياتي كه به اسم معارف از ولايات وصول مي شود بهره مند شود.
پس ناصر دفتر پذيرفت كه مدرسه ي ناصري از آن تاريخ جزء مدارس دولتي ثبت
باشد.
در سال 1340 قمري (1301 شمسي) كه مترجم
السلطنه شيخ بهايي مفتش سيار وزارت ماليه به خلخال مي آيد اهالي را ترغيب
به دادن اعانه به مدرسه مي كند و با مديريت ميرزا حميد خان آموزگار اردبيلي
كه به خلخال آمده بود مدرسه رونق تازه اي مي گيرد.
درين دوره، براي آنكه فرزندان پيشه وران
از قبيل خياط و آهنگر و نجار بعد از ورود به مدرسه نسبت به حرفه پدران خود
به چشم حقارت ننگرند و پس از تحصيل دست از حرفه پدري نكشند، به همت و كوشش
مرحوم ناصر دفتر "كلاس صنعتي" در مدرسه ي ناصري تاسيس شد و هفته اي سه روز
حرفه ي خياطي ، كلاهدوزي و چلنگري (آهنگري) به شاگردان كلاس سوم كه آخرين
كلاس مدرسه در آن روزها بود تعليم داده شد تا بعدها همين شاگردان حرفه ي
پدري را اختيار كنند و در خلخال بمانند.
در اواخر سال 1301 شمسي كه خان بابا خان
سرهنگ، رئيس اركان حرب آذربايجان شرقي به سمت حكومت وارد خلخال شد و به
پيشنهاد مرحوم ناصر روائي، جهت تامين بودجه مدرسه، بر محمولات تجارتي گيلان
و كشتار قصابي عوارضي برقرار شد و عوايد آن كه بالغ بر يكهزار و دويست
تومان مي بود وسيله ي تامين بودجه و پيشرفت امور مدرسه گرديد.
در سال 1303 شمسي كلاس پنجم داير شد و در
همين سال از طرف دولت براي مدرسه ي ناصري نهصد و شصت تومان بودجه معين شد و
با موافقت سيد فتح الله خان نايب اول حكومت، مدرسه ي دخترانه هم در
هروآباد تاسيس گرديد، ولي پس از چند ماه كه عوارض محلي در كشور لغو گرديد و
بودجه ي مستقلي هم از طرف دولت براي مدرسه ي دخترانه داده نشد ناچار منحل
گشت.
در سال 1302 شمسي خوانين و سركردگان ايلات
و عشاير توسط دولت سركوب شدند و بعضي از آنها كه از كرده هاي گذشته نادم
شده و تامين يافته بودند به پيشنهاد مرحوم ناصر دفتر، اعانه اي براي ساختن
ساختمان جديد در اختيار ناصر دفتر گذاردند و پس از ساختمان قباله ي مدرسه
به اداره معارف داده شد.
در سال 1306 اداره معارف ايالتي تحت تاثير
جريانهاي زمانه نام مدرسه ي ناصري را خواست تغيير بدهد اما طبقات مردم
خلخال به اعتراض برخاستند. يكي از اعتراضات آنها تلگرافي است كه در روزنامه
سهند به مديريت مرحوم محمود غني زاده چاپ شده است (شماره چهارشنبه 15
شهريور 1306 صفحه 3).
(توسط رياست محترم معارف ايالتي. (كپيه به نشريات سهند، عنكبوت) كپيه به تبريز مقام منيعه وزارت جليله معارف.
مدرسه ي ناصري خلخال را بيست سال است آقاي
ناصر روائي شخصا تاسيس و با فداكاري هاي فوق الطاقه نگاهداري كرده. حكمي
كه براي تغيير اسم آن از وزارت جليله صادر كرده اند منتهاي غرض و از روي
اشتباه است. اهالي خلخال هيچوقت راضي به معارف كشي نيستند، اين ظلم لكه اي
در ناصيه حال معارف مملكت است.
علماء و معاريف خلخال: سيد سعيد مجتهد
شريعتمدار، صدرالعلماء، رئيس السادات، معين الممالك، نايب صدر، حسنعلي سراج
الاياله، سراج لشكر، ساعدالسلطان، ميرمحمد آقا جواد.

یادی از درگذشت ناصر دفتر
میرزا ابراهیم ناصر دفتر روائی در تاریخ
پنج شنبه دهم دیماه 1321 در سن 72 سالگی درگذشت. مرحوم ایوب اسکافی که از
خادمین معارف خلخال بود ضمن گزارشی پیرامون بزرگداشت مجلس ختم مرحوم
ناصردفتر به اداره فرهنگ شهرستان اردبیل چنین نوشت :
" اهالی هروآباد آنروز را تعطیل و به نام قدردانی و تجلیل نام او با یک شور فوق العاده در تشییع جنازه او حاضر بودند "
دبیرستان و دبستان خلخال نیز برای احساسات
حق شناسی از زحمات فقید سعید روز یکشنبه 13 دیماه را دو ساعت بعد از ظهر
در مجلس فاتحه خوانی که در مسجد جامع هروآباد دائر بود شرکت کردند...."

مزار شادروان ناصر دفتر روایی واقع در آرامستان خلخال
روحش شاد و یادش گرامی باد
نویسنده : محمد پورعزیزی |