|
بسمه تعالی
«خلاصه ای از زندگینامه شهید مفقودالاثر سیدسعیدمدنی»
و بحساب نیاورید آنهائی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنها زنده اند و در پیش خدای خود روزی میخورند. (قرآن مجید)
سیدسعیدمدنی فرزند سیدحافظ در اواخر زمستان 1346 در یک خانواده مذهبی در محله قاضیلر شهرستان خلخال بدنیا آمد تا کلاس پنجم در دبستان خاقانی و سپس در مدرسه راهنمائی شهیدچمران مشغول تحصیل شد . درطول انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در کنار خانواده در تمام مراسم و تظاهرات و تشییع جنازه و بخصوص در مراسم عزاداری امام حسین (ع) حضور فعال داشت. سیدسعید ششمین فرزند خانواده نه نفری خود بود ولی از نظر اخلاق و متانت و ادب و رسیدگی به محرومین و مستضعفین و انجام فرایض دینی سرآمد تمام اعضای خانواده بود و همیشه تلاش می کرد با مراعات دستورات دینی و دستگیری از محرومین دیگران را دعوت به اجرای شئونات اسلامی بکند. در امور انقلاب از جمله نگهبانی شبانه و توزیع ارزاق عمومی بین مردم و پخش اعلامیه و غیره همراه انقلابیون و در مساجد حضور فعال داشت. با انقلابیون مسلمان با مهربانی و با افراد مخالف انقلاب اسلامی رابطه خوبی نداشت . از اولین روز تشکیل پایگاه مقاومت در امامزاده قاضیلر به عنوان عضو فعال آموزشهای دینی و نظامی را سپری کرده و به دیگران آموزش می داد اکثر شبها در پایگاه بوده و در بسیج و سپاه بعنوان مهمترین سنگر اسلام حضور مستمری داشت . با توجه به اینکه سن بیشتری نداشت اما همراه رزمندگان بسیجی به جبهه پیرانشهر عزیمت نمود همچنین در مرحله بعد در جبهه غرب و در گیلانغرب حاضر بود سپس برای سومین بار به جبهه های جنوب اعزام و در عملیات والفجر مقدماتی حاضر بود ، همچنین برای چندمین بار در جبهه ها حاضر و در عملیات والفجر یک که توام با عبور از موانع عظیم از جمله کانال های عمیق و غیره بود شرکت کرد در این عملیات تعداد زیادی از افراد هم گروهش به درجه رفیع شهادت نائل شدند که سیدسعید از این بابت خیلی متاثر بود. سیدسعید به حضور در جبهه علاقه خاصی داشت بطوریکه حتی حین حضور در جبهه هاچند مورد حادثه بروز کرده و در یک مورد در مسیر غرب به جنوب خودروی آنها از جاده منحرف و به دره ای سقوط کرده و باعث جراحت در سر و دست سیدسعید می شود که ایشان با آن وضعیت جسمانی بدلیل نزدیکی عملیات از مراجعه به خانه و استفاده از مرخصی خودداری می کند تا اینکه در قالب مسئول اطلاعات و عملیات یکی از گردانهای لشگر 31 عاشورا به فرماندهی شهید مهدی باکری مشغول آموزش و آمادگی شده و محلهای موردنظر را شناسائی کرده و همراه دیگر برادران در اوائل اسفند 1362 با شروع عملیات پیروزمندانه خیبر مسئولیت اصلی خود را در جزیره مجنون به نحو احسن انجام می دهد که در حین عملیات در اثر موج انفجار باعث ناراحتی او شده و برای استراحت به بوفه واقع در مرکز جزیره برمیگردد و سپس با وضع موجود پیشنهاد دیگر دوستان را در مورد بازگشت به پشت جبهه را قبول نکرده و داوطلبانه در معیت دیگر همرزمان و با فرماندهی سردار شهید اسلام حمید باکری در کنار یل القرنه که یکی از راههای ارتباطی عراقی ها با جزیره مجنون مستقر و بعد از چند روز مقاومت شجاعانه از نفود مزدوران عراقی جلوگیری می کنند تا اینکه دشمن محل استقرار آنها را شناسائی کرده و با حملات شدید تمام منطقه را زیر آتش می گیرند که از آن لحظه ارتباط آنها با پشت جبهبه قطع شدن و از آن به بعد پس از پیگیری از تعاون و بیمارستانها و معراج الشهدا هیچ خبری نشد و سیدسعید به مدت 12 سال مفقودالاثر شده تا اینکه در سال 1374 بهمراه سه هزار شهید مفقودالاثر شناسائی و به خانواده اعلام گردید.
روحش شاد و راهش گرامی باد
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ دی ۱۳۹۰ساعت ۸ ق.ظ  توسط سید حامد مدنی
|
|